خرید بک لینک

آن که مست آمد و

دستی به دل ما زد و رفت

درِ این خانه ندانم

به چه سودا زد و رفت

برچسب: نویسنده: نوید شمس تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:59

بابام وای فای ِ ايرانسلی سرکارشو اورده خونه چون یچیزایی باید بفرسته ب همکارا و مدیر عاملا و این صحبتا

نت گوشی هم ک کار نمیده

خلاصه مکالمون اینه ک "باباااااا تو اینترنت ِ این نیسی ک؟مال سرکاره تمومم نشه من الان وسط پیام ب فلان همکارمم؟"

"نــــــــــــــ"

برچسب: نویسنده: نوید شمس تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:59

تمام زندگی ام پشت سرم است.
تمامش را می بینم
شکلش را و حرکات آرامش را که مرا تا اینجا کشانده اند می بینم.
مطلب کمی می شود درباره اش گفت: بازی باخته ای است، فقط همین.

برچسب: نویسنده: نوید شمس تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:59

دلم تنگ شده با نیکا اینو بازی کنم ک ما گلیم ، ما سنبلیم ، ما بچه های بلبلیم ، اگر به ما اب ندهین اینجوری میشیم اونجوری میشیم خشک میشیم میفتیم زمین :/

برچسب: نویسنده: نوید شمس تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:59

صفحه بندی